Friday، June 19، 2009

بينا داراب زند


سکوت خفقان است!


آنهاييکه مرا می شناسند می دانند که "محبوبيت" دغدغه من نيست. بنابراين نظرات خود را صريحاً مطرح می کنم حتی اگر مورد نفرت کسانی قرار بگيرم که معمولا تحت تاثير امواج عمومی قرار می گيرند. اولاً من جزو "تحريمی ها" هستم و به ميرحسين و يا کس ديگری رأی ندادم. اما همچون دوستانم و بقيه مردم ايران از تجاوز وقيحانه ی کودتاچيان به حقوق دمکراتيک مردم آزرده و عصبانی ام. بنابراين جای من در کنار مردم ايران است و به همين خاطر در راهپيمايی ها شرکت می کنم و قرار ماندن در خانه را ندارم. اما از خود سوال می کنم که پيشبرد اين سياست "سکوت" ديگر چه صيغه ای است؟ بغير از آنست که سکوت و تکصدايی نتيجه تحميل خفقان بر يک جامعه است؟ بغير از آنستکه اکثريت 19 ميليون نفری که به ميرحسين رأی دادند، به علت قول هايی بود که او خفقان را خواهد شکست و حقوق دمکراتيک مردم را به ايشان باز خواهد گرداند؟ پس چرا در کنار شعار مرکزی "رأی من کجاست؟" مردم نبايد شعارهای خواسته های خود از قبيل آزادی بيان و قلم، آزادی اجتماعات و اعتراض، آزادی تجمع و تحزب، و ديگر خواسته های صنفی و سياسی خود، و از همه مهمتر آزادی زندانيان سياسی را مطرح کنند؟ چرا مير حسين و عواملش می خواهند سکوت و خود سانسوری را به مردم تحميل کنند و به بهانه "وحدت کلمه"، آنهم "کلمه خاموشی"، مردم را به خود خفقانی دچار سازند؟ پاسخ به اين سوال ها را بايد با در نظر گرفتن حقايق تلخ توضيح داد. ميرحسين همواره حکومتی بوده است و هنوز هم می گويد برای حفاظت از نظام سياسی ايران به ميدان آمده است. نظامی که سپاه و محمود احمدی نژاد با "تند روی" و سرکوب و ندانم کاری در معرض سقوطش قرار داده اند. ميرحسين و يارانش از خود سوال می کنند که مگر بغير از آنست که در بهترين حالت، اين مبارزات و فشارهای مردمی باعث شکستن کودتا و برقراری رياست جمهوری ميرحسين خواهد انجاميد؟ آيا آنوقت آنها خواهند توانست در مقابل خواسته های دمکراتيک و آزادی های بدست آمده از طريق مبارزات مردمی نظامشان را حفظ کنند؟ آنها با خود می انديشند که اگر مردم، بغير از روی کار آمدن ميرحسين بتوانند خواسته های صنفی و سياسی خود را نيز به کرسی بنشانند، ديگر اثری از نظام تضمين کننده ی قدرت شان نخواهند ماند؟ اين واقعيت را نيز بايد در نظز گرفت که قبل از کودتای سپاه و احمدی نژاد و خامنه اي، همين ها با همکاری شورای نگهبان و ديگر نهادهای حکومت استبدادی و همين 4 کانديد، عليه تمام کسان ديگری که می خواستند کانديد رياست جمهوری شوند، کودتا کرده بودند؟ ميرحسين و عاملانش هرگز آزاديخواه و دمکرات نبوده اند و با تحميل سياست سکوت می خواهند مبارزات مردمی را در حد يک عامل فشار به سپاه و رهبری و به قدرت رسيدن خودشان نگاه دارند. و نگذارند اين مبارزات به بازپس گيری حقوق دمکراتيک مردمی بيانجامد. به هر حال من و دوستانم در کنار مردم خواهيم بود و تا زمانيکه اکثريت اين مردم خواهان "سکوت" هستند، سکوت خواهيم کرد. اما همراه خود پلاکارهايی را خواهيم برد که بر روی آن به درشتی نوشته شده:

"سکوت خفقان است، "مرگ بر ديکتاتور"!