
مردم خيابانها را به تصرف در آوردند!
امروز هجدهم تير ماه ١٣٨٨ ، در دهمين سال گرد قيام دانشجوئی هجده تير، توده های مردم بار دیگر
خيابان ها را در ادامه تظاهرات های ميليونی خود به تصرف در آوردند. گزارشات رسيده حاکی از آن که
امروز پنج شنبه، بيش از ده نقطه تهران شاهد تظاهرات مردمی بود که با شعارهای "مردم ایران
ساکت نخواهند نشست"،"نترسيد نترسيد، ما همه با هم هستيم"، "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ برخامنه
ای"و" ما بچه های جنگيم به جنگ تا به جنگيم"، یک بار دیگر به ميدان مبارزه عليه وضع موجود آمدند.
مردم با شيوه جدید مبارزاتی خود، با برگزاری تظاهرات در چندین نقطه تهران، ماشين سرکوب رژیم را
گيج و ناکارآمد کردند.
پيام امروز مردم به حاکمان سرکوبگر جمهوری اسلامی، به ویژه بعد از سرکوب های اخير، از هميشه
روشن تر بود:ما تا تغيير وضع موجود به خانه های مان برنخواهيم گشت.تازه آغاز کار است.برای مقابله
با ماشين سرکوب تان، روش های مبازراتی مان را پيوسته تغيير و ارتقاء خواهيم داد. مطمئن باشيد
ماشين سرکوب تان را همان گونه که با شاه کردیم، از کار خواهيم انداخت.
توده های مردم ایران از وضع و حکومت موجود خسته و ناراضی هستند. ادامه این وضع برای شان
امکان پذیر نيست. اگر دیروز انتخابات را بهانه این نارضایتی ها قرار دادند، امروز به مناسبت هجده تير و
روزهای دیگر به بهانه های دیگر عرصه را در خيابان ها به رژیم و نيروهای سرکوبگرش تنگ خواهند کرد.
مردم مبارزه ای را آغاز کرده اند که تکليف آن را دیر یا زود باید در ميدان مبارزه عليه کليت رژیم، در
کارخانه ها و ادارات، در پالایشگاه و دانشگاه ها، در مدارس و بيمارستان ها، با یک اعتصاب عمومی
سياسی مشخص کنند.
دیکتاتورها هرگز از تاریخ نمی آموزند. حاکمان جمهوری اسلامی به عاقبت شرایطی که شاه برای
مردم بوجود آورده بود، فکر نکردند. همه ی این سال ها تا توانستند به مردم ظلم کردند. سنگ فرش
خيابان ها را از خون شان گلگون کردند و در زندان ها حمام خون براه انداختند. با این هدف که در جامعه
آنچنان رعب و وحشتی ایجاد کنند که کسی جرئت نفس کشيدن نداشته باشد.
سی سال تمام تا آنجا که برای شان مقدور بود، از جيب مردم برای مقابله با مردم انواع دستگاه
سرکوب به وجود آوردند، در خبابان ها نمایش قدرت دادند، برای مقابله با شورش های اجتماعی مانور
دادند و قدرت پوشالی خود را به زور تبليغات، بيش از آنچه که بود نشان دادند. گارد ویژه به جای گارد
جاویدان درست کردند. بسيج و سپاه تشکيل دادند. هدف شان این بود جمهوری اسلامی را شکست
ناپذیر کنند. درست همان آرزوئی که شاه داشت و با خود به گور برد. مردم در قيام اخيرشان آرزوی
جاودانگی رژیم را به کام اش تلخ کردند. ماشين سرکوب و زندانش را به هيچ گرفتند.
آنچه که مردم برای تداوم مبارزات شان لازم دارند، فراگيری اشکال مبارزه، برنامه عمل مبارزاتی،
سازماندهی، ایجاد رهبری جمعی از درون مبارزات خود، گسترش مبارزه به مراکر کليدی توليدی و
اقتصادی است، که جمهوری اسلامی و ماشين سرکوب اش از آن تغدیه می کنند. در نهایت مردم به
این نيز لازم است بياندیشند که چه چيزی را باید جایگزین نظم و نظام کنونی کنند.
انقلاب آینده نباید به مانند انقلاب ۵٧ به انحراف کشيده شود. نباید به آمریکا و دیگران اجازه داد، بر روی
انقلاب مردم موج سواری کنند و این بار نيز، همان گونه که خمينی و دار ودسته او را در رهبری مبارزات
مردم عليه شاه قرار دادند، عوامل دست نشانده خود را به مردم تحميل کنند. نسل امروز، نباید
اشتباهی را که نسل ما در سال ۵٧ کرد، تکرار کند. برای یک بار و برای هميشه باید دست بيگانگان را
از دخالت در امور خود کوتاه کنيم.
هيچ کدام از آن ها خواهان ابقآء حقوق مردم ایران نيستند. اگر ایرانی آزاد می خواهيم، اگر عدالت و
برابری می خواهيم، اگر رفاه اجتماعی می خواهيم، اگر ایرانی بدون تبعيض جنسی، قومی، طبقاتی،
سانسور، سرکوب، زندان، شکنجه و در یک کلام جامعه ای نوین عاری از ظلم و ستم و استثمار می
خواهيم، باید به نيرو، توان وخرد خود متکی باشيم.
جمهوری اسلامی رفتنی است. زمانش به سر آمده است. با یک تکان ميليونی و برنامه ریزی شده از
هم می پاشد. هيج حکومتی در مقابل قدرت مردم توان ایستادگی ندارد.
خيابان ها را در ادامه تظاهرات های ميليونی خود به تصرف در آوردند. گزارشات رسيده حاکی از آن که
امروز پنج شنبه، بيش از ده نقطه تهران شاهد تظاهرات مردمی بود که با شعارهای "مردم ایران
ساکت نخواهند نشست"،"نترسيد نترسيد، ما همه با هم هستيم"، "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ برخامنه
ای"و" ما بچه های جنگيم به جنگ تا به جنگيم"، یک بار دیگر به ميدان مبارزه عليه وضع موجود آمدند.
مردم با شيوه جدید مبارزاتی خود، با برگزاری تظاهرات در چندین نقطه تهران، ماشين سرکوب رژیم را
گيج و ناکارآمد کردند.
پيام امروز مردم به حاکمان سرکوبگر جمهوری اسلامی، به ویژه بعد از سرکوب های اخير، از هميشه
روشن تر بود:ما تا تغيير وضع موجود به خانه های مان برنخواهيم گشت.تازه آغاز کار است.برای مقابله
با ماشين سرکوب تان، روش های مبازراتی مان را پيوسته تغيير و ارتقاء خواهيم داد. مطمئن باشيد
ماشين سرکوب تان را همان گونه که با شاه کردیم، از کار خواهيم انداخت.
توده های مردم ایران از وضع و حکومت موجود خسته و ناراضی هستند. ادامه این وضع برای شان
امکان پذیر نيست. اگر دیروز انتخابات را بهانه این نارضایتی ها قرار دادند، امروز به مناسبت هجده تير و
روزهای دیگر به بهانه های دیگر عرصه را در خيابان ها به رژیم و نيروهای سرکوبگرش تنگ خواهند کرد.
مردم مبارزه ای را آغاز کرده اند که تکليف آن را دیر یا زود باید در ميدان مبارزه عليه کليت رژیم، در
کارخانه ها و ادارات، در پالایشگاه و دانشگاه ها، در مدارس و بيمارستان ها، با یک اعتصاب عمومی
سياسی مشخص کنند.
دیکتاتورها هرگز از تاریخ نمی آموزند. حاکمان جمهوری اسلامی به عاقبت شرایطی که شاه برای
مردم بوجود آورده بود، فکر نکردند. همه ی این سال ها تا توانستند به مردم ظلم کردند. سنگ فرش
خيابان ها را از خون شان گلگون کردند و در زندان ها حمام خون براه انداختند. با این هدف که در جامعه
آنچنان رعب و وحشتی ایجاد کنند که کسی جرئت نفس کشيدن نداشته باشد.
سی سال تمام تا آنجا که برای شان مقدور بود، از جيب مردم برای مقابله با مردم انواع دستگاه
سرکوب به وجود آوردند، در خبابان ها نمایش قدرت دادند، برای مقابله با شورش های اجتماعی مانور
دادند و قدرت پوشالی خود را به زور تبليغات، بيش از آنچه که بود نشان دادند. گارد ویژه به جای گارد
جاویدان درست کردند. بسيج و سپاه تشکيل دادند. هدف شان این بود جمهوری اسلامی را شکست
ناپذیر کنند. درست همان آرزوئی که شاه داشت و با خود به گور برد. مردم در قيام اخيرشان آرزوی
جاودانگی رژیم را به کام اش تلخ کردند. ماشين سرکوب و زندانش را به هيچ گرفتند.
آنچه که مردم برای تداوم مبارزات شان لازم دارند، فراگيری اشکال مبارزه، برنامه عمل مبارزاتی،
سازماندهی، ایجاد رهبری جمعی از درون مبارزات خود، گسترش مبارزه به مراکر کليدی توليدی و
اقتصادی است، که جمهوری اسلامی و ماشين سرکوب اش از آن تغدیه می کنند. در نهایت مردم به
این نيز لازم است بياندیشند که چه چيزی را باید جایگزین نظم و نظام کنونی کنند.
انقلاب آینده نباید به مانند انقلاب ۵٧ به انحراف کشيده شود. نباید به آمریکا و دیگران اجازه داد، بر روی
انقلاب مردم موج سواری کنند و این بار نيز، همان گونه که خمينی و دار ودسته او را در رهبری مبارزات
مردم عليه شاه قرار دادند، عوامل دست نشانده خود را به مردم تحميل کنند. نسل امروز، نباید
اشتباهی را که نسل ما در سال ۵٧ کرد، تکرار کند. برای یک بار و برای هميشه باید دست بيگانگان را
از دخالت در امور خود کوتاه کنيم.
هيچ کدام از آن ها خواهان ابقآء حقوق مردم ایران نيستند. اگر ایرانی آزاد می خواهيم، اگر عدالت و
برابری می خواهيم، اگر رفاه اجتماعی می خواهيم، اگر ایرانی بدون تبعيض جنسی، قومی، طبقاتی،
سانسور، سرکوب، زندان، شکنجه و در یک کلام جامعه ای نوین عاری از ظلم و ستم و استثمار می
خواهيم، باید به نيرو، توان وخرد خود متکی باشيم.
جمهوری اسلامی رفتنی است. زمانش به سر آمده است. با یک تکان ميليونی و برنامه ریزی شده از
هم می پاشد. هيج حکومتی در مقابل قدرت مردم توان ایستادگی ندارد.
0 نظرات:
ارسال يک نظر